rücklaufen
به عقب دویدن، به عقب جریان یافتن، برگشتن زمان
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سمت عقب دویدن یا حرکت کردن؛ جریان مایعات یا گازها به سمت مبدأ یا نقطه شروع بازگشتن.
- Der Läufer lief ein paar Schritte rückwärts, um die Ziellinie zu überqueren.دونده چند قدم به عقب دوید تا از خط پایان عبور کند.
- Das Wasser im Rohr begann rückzulaufen.آب در لوله شروع به برگشتن به عقب کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
روند، زمان، پیشرفت یا یک فرآیند به عقب برگشتن یا معکوس شدن.
- Nach dem anfänglichen Erfolg lief die wirtschaftliche Entwicklung wieder rück.پس از موفقیت اولیه، توسعه اقتصادی دوباره به عقب برگشت.
- Der Film lief kurz rückwärts, um einen Effekt zu erzielen.فیلم برای ایجاد یک جلوه، لحظهای به عقب برگشت.