rücklaufen

Aussprache: /ʁʏkˈlaʊ̯fn̩/
Worttrennung: rü·ck·lau·fen
فعل

به عقب دویدن، به عقب جریان یافتن، برگشتن زمان

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سمت عقب دویدن یا حرکت کردن؛ جریان مایعات یا گازها به سمت مبدأ یا نقطه شروع بازگشتن.

  • Der Läufer lief ein paar Schritte rückwärts, um die Ziellinie zu überqueren.دونده چند قدم به عقب دوید تا از خط پایان عبور کند.
  • Das Wasser im Rohr begann rückzulaufen.آب در لوله شروع به برگشتن به عقب کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

روند، زمان، پیشرفت یا یک فرآیند به عقب برگشتن یا معکوس شدن.

  • Nach dem anfänglichen Erfolg lief die wirtschaftliche Entwicklung wieder rück.پس از موفقیت اولیه، توسعه اقتصادی دوباره به عقب برگشت.
  • Der Film lief kurz rückwärts, um einen Effekt zu erzielen.فیلم برای ایجاد یک جلوه، لحظه‌ای به عقب برگشت.