rücklaufend
برگشتی، معکوس، رو به عقب
Bedeutungen
1
حرکت یا روندی که به سمت عقب یا نقطه شروع بازمیگردد.
- Es gab einen rücklaufenden Trend auf dem Aktienmarkt.روند نزولی (برگشتی) در بازار سهام وجود داشت.
- Die Uhr hat einen rücklaufenden Sekundenzeiger.ساعت عقربه ثانیهشمار معکوس دارد.
- Der rücklaufende Verkehr staute sich auf der Autobahn.ترافیک برگشتی در بزرگراه انباشته شده بود.
2
در مورد فرآیندها یا دادههایی که به عقب برمیگردند یا کاهش مییابند.
- Wir beobachten eine rücklaufende Entwicklung der Geburtenrate.ما شاهد روند کاهشی (برگشتی) نرخ تولد هستیم.
- Die rücklaufende Zahlung muss korrigiert werden.پرداخت برگشتی باید اصلاح شود.
- Das Gerät zeigt einen rücklaufenden Zählerstand an.دستگاه نشانگر شمارنده معکوس را نشان میدهد.