rückorientieren
ارجاع دادن به گذشته، بازنگری کردن، جهتگیری مجدد
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich rückorientieren)
دوباره جهتگیری کردن، خود را با شرایط جدید وفق دادن یا تمرکز را تغییر دادن (معمولاً به صورت انعکاسی)
- Nach dem Scheitern des Projekts musste er sich neu rückorientieren.پس از شکست پروژه، او مجبور شد دوباره جهتگیری کند.
- Die Firma hat sich nach der Fusion stark rückorientiert.شرکت پس از ادغام، جهتگیری خود را به شدت تغییر داد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas rückorientieren)
چیزی را دوباره جهتگیری دادن یا تنظیم کردن (کمتر رایج)
- Der Ingenieur musste die Antenne rückorientieren, um besseren Empfang zu haben.مهندس مجبور شد آنتن را دوباره تنظیم کند تا دریافت بهتری داشته باشد.
- Bitte rückorientieren Sie die Software auf die Werkseinstellungen.لطفاً نرمافزار را به تنظیمات کارخانه بازگردانید.