rückschrittlich
عقبمانده، مرتجع، مخالف پیشرفت، واپسگرا
Bedeutungen
1
مخالف پیشرفت، تمایل به بازگشت به عقب یا حفظ وضعیت موجود به جای پذیرش تغییرات.
- Die Gesetze sind veraltet und rückschrittlich.قوانین قدیمی و عقبمانده هستند.
- Seine Ansichten über Frauenrechte sind sehr rückschrittlich.دیدگاههای او در مورد حقوق زنان بسیار ارتجاعی است.
- Diese rückschrittliche Politik schadet der Entwicklung des Landes.این سیاست واپسگرا به توسعه کشور آسیب میزند.