rücksiedeln

Aussprache: /ˈʁʏkˌziːdl̩n/
Worttrennung: rück·sie·deln
فعل

به محل اولیه بازگرداندن، بازگرداندن به وطن

Bedeutungen

1 intransitiv (oft mit nach + Dativ)

به محل زندگی قبلی یا وطن خود بازگشتن و دوباره در آنجا ساکن شدن.

  • Nach vielen Jahren im Ausland siedelte er nach Deutschland zurück.او پس از سال‌ها اقامت در خارج از کشور، به آلمان بازگشت و ساکن شد.
  • Die Familie plant, in ihre Heimatstadt zurückzusiedeln.خانواده قصد دارد به شهر زادگاه خود بازگردد و دوباره در آنجا ساکن شود.