rücksiedeln
به محل اولیه بازگرداندن، بازگرداندن به وطن
Bedeutungen
1
intransitiv (oft mit nach + Dativ)
به محل زندگی قبلی یا وطن خود بازگشتن و دوباره در آنجا ساکن شدن.
- Nach vielen Jahren im Ausland siedelte er nach Deutschland zurück.او پس از سالها اقامت در خارج از کشور، به آلمان بازگشت و ساکن شد.
- Die Familie plant, in ihre Heimatstadt zurückzusiedeln.خانواده قصد دارد به شهر زادگاه خود بازگردد و دوباره در آنجا ساکن شود.