herausrücken
جلو آوردن، بیرون آوردن، (با اکراه) دادن
Bedeutungen
1
transitiv / Akkusativ (با haben) یا intransitiv (با sein)
چیزی را از جایی بیرون آوردن یا به جلو حرکت دادن (اغلب با sein).
- Die Soldaten rückten mit ihren Panzern langsam aus dem Wald heraus.سربازان با تانکهایشان به آرامی از جنگل بیرون آمدند.
- Der Mechaniker rückte das defekte Teil aus dem Motor heraus.مکانیک قطعه معیوب را از موتور بیرون آورد.
2
Akkusativ (mit haben)
اطلاعات یا حقیقت را فاش کردن، چیزی را که پنهان شده بود، آشکار کردن (اغلب با haben).
- Nach langem Zögern rückte er endlich mit der Wahrheit heraus.پس از تردید طولانی، او سرانجام حقیقت را فاش کرد.
- Die Polizei hofft, dass der Zeuge bald mit den entscheidenden Informationen herausrückt.پلیس امیدوار است که شاهد به زودی اطلاعات کلیدی را فاش کند.
3
Akkusativ (mit haben)
پول یا چیزی با ارزش را (اغلب با اکراه) پرداخت کردن یا تحویل دادن (با haben).
- Er musste für den Schaden tief in die Tasche greifen und mit dem Geld herausrücken.او مجبور شد برای خسارت هزینه زیادی بپردازد و پول را بدهد.
- Sie rückte nur widerwillig mit den geforderten Unterlagen heraus.او با اکراه اسناد درخواستی را تحویل داد.