zusammenrücken
نزدیک شدن، کنار هم قرار گرفتن، به هم نزدیک شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
نزدیکتر شدن یا فشردهتر شدن اشیاء یا افراد برای ایجاد فضای بیشتر یا نظم بخشیدن.
- Die Stühle müssen etwas zusammenrücken, damit mehr Leute Platz haben.صندلیها باید کمی به هم نزدیک شوند تا افراد بیشتری جا شوند.
- Bitte rücken Sie die Möbel ein wenig zusammen.لطفاً مبلمان را کمی به هم نزدیک کنید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به هم نزدیک شدن یا متحد شدن افراد، به ویژه در شرایط دشوار یا برای حمایت متقابل.
- In der Krise rückten die Nachbarn enger zusammen.در بحران، همسایگان بیشتر به هم نزدیک شدند.
- Die Familie rückte nach dem Verlust des Vaters noch mehr zusammen.خانواده پس از فقدان پدر، بیشتر به هم نزدیک شد.