rücken

Aussprache: /ˈrʏkn̩/
Wortzerlegung: rü·cken
فعل

جابهجا کردن، تکان دادن

Beispiele

  • Er ''rückte'' den Stuhl in die Ecke.او صندلی را به گوشه اتاق هل داد.
  • Sie ''rückte'' an die Stelle des verstorbenen Chefs.او جایگزین رئیس درگذشته شد.
  • In dem Waldstück wurden gerade Stämme ''gerückt.در آن قطعه جنگل، تنه‌ها به تازگی جابه‌جا شدند.

Bedeutungen

1 transitiv

چیزی را کمی حرکت دادن یا جابجا کردن (با haben)

  • Kannst du bitte den Stuhl etwas näher an den Tisch rücken?می‌توانی لطفاً صندلی را کمی به میز نزدیک‌تر کنی؟
  • Er rückte die Vase vorsichtig zur Seite.او گلدان را با احتیاط به کنار جابجا کرد.
2 intransitiv

خود به خود حرکت کردن یا جابجا شدن، نزدیک شدن (با sein)

  • Die Wolken sind näher an die Berge gerückt.ابرها به کوه‌ها نزدیک‌تر شده‌اند.
  • Bitte rücken Sie etwas zusammen, damit alle Platz haben.لطفاً کمی به هم نزدیک شوید تا همه جا داشته باشند.