einrücken

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌrʏkn̩/
Worttrennung: ein·rü·cken
فعل

وارد شدن (نظامی), اعزام شدن (به خدمت سربازی), چاپ کردن (آگهی)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به یک مکان یا موقعیت خاص حرکت کردن، به ویژه در زمینه نظامی یا برای شروع خدمت.

  • Er muss nächste Woche zum Militär einrücken.او باید هفته آینده به خدمت سربازی اعزام شود.
  • Die Truppen rückten in die Stadt ein.نیروهای نظامی وارد شهر شدند.
2 Akkusativ (etwas + einrücken)

یک آگهی یا اطلاعیه را در روزنامه یا مجله چاپ کردن.

  • Wir möchten eine Anzeige für unser neues Produkt einrücken.ما می‌خواهیم برای محصول جدیدمان یک آگهی چاپ کنیم.
  • Die Zeitung druckte die Traueranzeige am nächsten Tag ein.روزنامه آگهی ترحیم را روز بعد چاپ کرد.