rückwallen
به عقب برگشتن، موج زدن به عقب
Beispiele
- Wenn die Ebbe einsetzt, ''wallt'' das Wasser ''rück'' und nimmt den feinen Sand mit sich.با شروع جزر و مد، آب به عقب موج میزند و ماسههای ریز را با خود میبرد.
- Sie spürte den ''rückwallenden'' Lebenswillen.او ارادهی بازگشت به زندگی را احساس کرد.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
(مایعات، دود، مه و غیره) به عقب موج زدن یا برگشتن.
- Der Rauch wallte langsam in den Schornstein zurück.دود به آرامی به داخل دودکش برگشت.
- Die Flut wallte nach dem Sturm wieder zurück.جزر و مد پس از طوفان دوباره به عقب برگشت.