rückzuwünschen
آرزو کردن (به صورت معکوس یا گذشتهنگر)
Bedeutungen
1
sich + Dativ + Akkusativ (برای چیزی که آرزو میشود)
استفاده در جملات مرکب برای بیان آرزوی بازگشت چیزی، اغلب با تأکید بر جنبه عاطفی یا نوستالژیک.
- Es ist verständlich, dass sie sich nach der Geborgenheit ihrer Kindheit zurückwünscht.قابل درک است که او دلتنگ امنیت دوران کودکیاش شده و آرزوی بازگشت آن را دارد.
- Der Autor lässt seine Protagonistin die verlorene Liebe zurückwünschen.نویسنده شخصیت اصلی زن خود را وامیدارد تا عشق از دست رفته را آرزوی بازگشت کند.