rüde

Aussprache: /ˈryːdə/
Worttrennung: rü·de
صفت

گستاخانه، خشن، بی‌ادبانه، درشت

Bedeutungen

1

به معنای رفتار یا گفتار گستاخانه، بی‌ادبانه و توهین‌آمیز که نشان‌دهنده عدم احترام است.

  • Sein rüdes Benehmen schockierte die Gäste.رفتار گستاخانه او مهمانان را شوکه کرد.
  • Sie wies seine rüde Bemerkung scharf zurück.او با قاطعیت اظهارات بی‌ادبانه او را رد کرد.
  • Der Hund des Nachbarn ist sehr rüde und bellt jeden an.سگ همسایه خیلی درشت (خشن) است و به همه پارس می‌کند.
2

به معنای خشن، بی‌رحمانه و بدون ملاحظه در مورد اعمال یا برخوردها.

  • Die Polizei ging mit rüder Gewalt gegen die Demonstranten vor.پلیس با خشونت بی‌رحمانه با تظاهرکنندگان برخورد کرد.
  • Er hat eine sehr rüde Art, mit Problemen umzugehen.او روشی خشن برای برخورد با مشکلات دارد.
  • Die Verhandlungen scheiterten an der rüden Haltung der einen Partei.مذاکرات به دلیل موضع سرسختانه یک طرف شکست خورد.