rüde
گستاخانه، خشن، بیادبانه، درشت
Bedeutungen
1
به معنای رفتار یا گفتار گستاخانه، بیادبانه و توهینآمیز که نشاندهنده عدم احترام است.
- Sein rüdes Benehmen schockierte die Gäste.رفتار گستاخانه او مهمانان را شوکه کرد.
- Sie wies seine rüde Bemerkung scharf zurück.او با قاطعیت اظهارات بیادبانه او را رد کرد.
- Der Hund des Nachbarn ist sehr rüde und bellt jeden an.سگ همسایه خیلی درشت (خشن) است و به همه پارس میکند.
2
به معنای خشن، بیرحمانه و بدون ملاحظه در مورد اعمال یا برخوردها.
- Die Polizei ging mit rüder Gewalt gegen die Demonstranten vor.پلیس با خشونت بیرحمانه با تظاهرکنندگان برخورد کرد.
- Er hat eine sehr rüde Art, mit Problemen umzugehen.او روشی خشن برای برخورد با مشکلات دارد.
- Die Verhandlungen scheiterten an der rüden Haltung der einen Partei.مذاکرات به دلیل موضع سرسختانه یک طرف شکست خورد.