rühmlich
قابل ستایش، شایسته تقدیر
Bedeutungen
1
موجب افتخار و ستایش؛ شایسته تقدیر و احترام.
- Er hat sich durch seine Taten einen rühmlich Namen gemacht.او با اعمال خود نامی شایسته ستایش برای خود دست و پا کرد.
- Die Soldaten kehrten rühmlich aus dem Krieg zurück.سربازان با افتخار از جنگ بازگشتند.
- Es war eine rühmlich Leistung, die alle beeindruckte.این یک عملکرد قابل ستایش بود که همه را تحت تأثیر قرار داد.