rührig

Aussprache: /ˈʁyːʁɪç/
Worttrennung: rüh·rig
صفت

فعال، کوشا، پرانرژی، پرتلاش

Bedeutungen

1

کسی که فعالانه کار می‌کند، پرانرژی و پرتلاش است و به راحتی از پا نمی‌نشیند.

  • Sie ist eine sehr rührige Geschäftsfrau, die immer neue Projekte startet.او یک تاجر بسیار فعال است که همیشه پروژه‌های جدیدی را آغاز می‌کند.
  • Der rührige Student organisierte eine Spendenaktion für Bedürftige.دانشجوی پر تلاش، کمپین جمع‌آوری کمک مالی برای نیازمندان را سازماندهی کرد.
  • Er war immer rührig und half, wo immer er konnte.او همیشه فعال بود و هر جا که می‌توانست کمک می‌کرد.