anrühren
دست زدن، مخلوط کردن، تحت تأثیر قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas anrühren)
چیزی را با هم زدن مخلوط کردن یا آماده کردن (مانند خمیر، نوشیدنی).
- Bitte rühre den Teig gut an, bis er glatt ist.لطفاً خمیر را خوب هم بزن تا صاف شود.
- Er rührte einen Instantkaffee an.او یک قهوه فوری آماده کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas anrühren)
به چیزی دست زدن یا آن را لمس کردن (اغلب در مفهوم منفی یا ممنوعیت).
- Du darfst die empfindlichen Ausstellungsstücke nicht anrühren.تو نباید به اشیاء نمایشی حساس دست بزنی.
- Fass das nicht an!به آن دست نزن!
3
Akkusativ (jemanden / etwas anrühren)
کسی را از نظر احساسی تحت تأثیر قرار دادن، برانگیختن احساسات کسی.
- Die Geschichte hat mich tief berührt.آن داستان مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.
- Seine Worte konnten sie nicht mehr anrühren.کلمات او دیگر نمیتوانستند او را تحت تأثیر قرار دهند.