herumrühren

Aussprache: /hɛˈrʊmˌryːrən/
Worttrennung: her·um·rüh·ren
فعل

هم زدن مداوم، هم زدن بی‌مورد، دستکاری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas herumrühren)

چیزی را در مایع یا مخلوطی به هم زدن، معمولاً برای مخلوط کردن یا جلوگیری از چسبیدن.

  • Er rührt den Pudding, bis er eindickt.او پودینگ را هم می‌زند تا غلیظ شود.
  • Bitte rühre die Farbe gut herum, bevor du sie benutzt.لطفاً رنگ را قبل از استفاده خوب هم بزن.
2 in + Dativ (in etwas herumrühren)

در چیزی گشتن یا دستکاری کردن (اغلب با حس کنجکاوی، بی‌قراری یا ناراحتی)، معمولاً در یک ظرف یا محیط بسته.

  • Sie rührte in ihrer Tasche nach ihrem Schlüssel.او در کیفش دنبال کلیدش گشت.
  • Hör auf, in den Wunden herumzurühren!دست از دستکاری کردن زخم‌ها بردار!