einrühren

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌryːrən/
Worttrennung: ein·rüh·ren
فعل

مخلوط کردن (با هم زدن)، اضافه کردن و مخلوط کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (was) + in/unter + Akkusativ (wohin)

ماده‌ای را با هم زدن به مایع یا خمیر دیگری اضافه و مخلوط کردن.

  • Rühren Sie das Pulver langsam in das Wasser ein.پودر را به آرامی در آب هم بزنید و مخلوط کنید.
  • Sie rührte die Eier unter den Teig ein.او تخم‌مرغ‌ها را هم زد و در خمیر مخلوط کرد.