herumrühren
هم زدن مداوم، هم زدن بیمورد، دستکاری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herumrühren)
چیزی را در مایع یا مخلوطی به هم زدن، معمولاً برای مخلوط کردن یا جلوگیری از چسبیدن.
- Er rührt den Pudding, bis er eindickt.او پودینگ را هم میزند تا غلیظ شود.
- Bitte rühre die Farbe gut herum, bevor du sie benutzt.لطفاً رنگ را قبل از استفاده خوب هم بزن.
2
in + Dativ (in etwas herumrühren)
در چیزی گشتن یا دستکاری کردن (اغلب با حس کنجکاوی، بیقراری یا ناراحتی)، معمولاً در یک ظرف یا محیط بسته.
- Sie rührte in ihrer Tasche nach ihrem Schlüssel.او در کیفش دنبال کلیدش گشت.
- Hör auf, in den Wunden herumzurühren!دست از دستکاری کردن زخمها بردار!