abrüsten
خلع سلاح کردن، جمع کردن (تجهیزات، داربست)
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
کاهش دادن یا از بین بردن تسلیحات نظامی یا نیروهای مسلح.
- Nach dem Krieg musste das Land seine Armee abrüsten.پس از جنگ، کشور مجبور شد ارتش خود را خلع سلاح کند.
- Die Vereinten Nationen fordern die Staaten auf, abzurüsten.سازمان ملل از کشورها میخواهد که خلع سلاح کنند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abrüsten)
جمع کردن و از بین بردن داربستها، تجهیزات یا تزئینات پس از اتمام کار یا رویداد.
- Nach dem Konzert wurde das Bühnenbild abgerüstet.پس از کنسرت، دکور صحنه جمعآوری شد.
- Die Bauarbeiter rüsten die Baustelle ab.کارگران ساختمانی داربستها را جمع میکنند.