abrüsten

Aussprache: /ˈapˌrʏstn̩/
Worttrennung: ab·rüs·ten
فعل

خلع سلاح کردن، جمع کردن (تجهیزات، داربست)

Bedeutungen

1 intransitiv / Akkusativ

کاهش دادن یا از بین بردن تسلیحات نظامی یا نیروهای مسلح.

  • Nach dem Krieg musste das Land seine Armee abrüsten.پس از جنگ، کشور مجبور شد ارتش خود را خلع سلاح کند.
  • Die Vereinten Nationen fordern die Staaten auf, abzurüsten.سازمان ملل از کشورها می‌خواهد که خلع سلاح کنند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas abrüsten)

جمع کردن و از بین بردن داربست‌ها، تجهیزات یا تزئینات پس از اتمام کار یا رویداد.

  • Nach dem Konzert wurde das Bühnenbild abgerüstet.پس از کنسرت، دکور صحنه جمع‌آوری شد.
  • Die Bauarbeiter rüsten die Baustelle ab.کارگران ساختمانی داربست‌ها را جمع می‌کنند.