rüstig
سرپا، قبراق، نیرومند (به ویژه در سنین بالا)
Beispiele
- Polens Großmütter widerstehen erfolgreich den Versuchungen der neuen Zeit und verwandeln sich nur in seltensten Fällen in eine ''rüstige'' Seniorin nach westeuropäischem Muster.مادربزرگهای لهستانی با موفقیت در برابر وسوسههای دوران جدید مقاومت میکنند و تنها در موارد بسیار نادر به یک سالمند «سرپا» و فعال به سبک اروپای غربی تبدیل میشوند.