raß

Aussprache: /ʁas/
Worttrennung: raß
صفت

تند، تیز، قوی (مزه، بو)

Bedeutungen

1

دارای طعم یا بوی قوی، تند یا تیز؛ معمولاً برای توصیف غذا، نوشیدنی یا ادویه.

  • Der Käse hat einen sehr raß Geschmack.این پنیر طعم بسیار تندی دارد.
  • Der Senf war überraschend raß.خردل به طرز شگفت‌آوری تند بود.
  • Ein raßes Aroma erfüllte die Küche.عطر تندی آشپزخانه را پر کرد.