rachenförmig
دهانشکل، شبیه دهان
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به دهان یا گلو، معمولاً باز و گشاد.
- Die Höhle hatte einen großen, rachenförmigen Eingang.این غار ورودی بزرگ و دهانمانندی داشت.
- Der Vulkan speite Lava aus seinem rachenförmigen Krater.آتشفشان، گدازه را از دهانه دهانشکل خود بیرون میریخت.
- Die rachenförmige Öffnung des Flaschenhalses war schwer zu treffen.دهانه گشاد بطری، هدفگیری سختی داشت.