فعل
سخت کار کردن، جان کندن، زحمت کشیدن
معانی و تعاریف rackern:
- بسیار سخت و با زحمت زیاد کار کردن، جان کندن (اغلب برای رسیدن به هدفی)
- خود را به زحمت انداختن، خود را خسته کردن (اغلب به صورت انعکاسی: sich rackern)
جملات نمونه برای rackern:
Um aus dieser Wildnis einen Garten zu machen, mussten wir ganz schön ''rackern.''
برای اینکه از این بیابان یک باغ بسازیم، مجبور بودیم خیلی سخت کار کنیم.
Er rackert seit Jahren für seinen Traum.
او سالهاست برای رویایش سخت کار میکند.
Die Studenten rackerten die ganze Nacht für die Prüfung.
دانشجویان تمام شب را برای امتحان جان کندند.