vorbeiradeln

Aussprache: /fɔʁˈbaɪ̯ˌʁaːdl̩n/
Worttrennung: vor·bei·ra·deln
فعل

با دوچرخه از کنار چیزی رد شدن

Bedeutungen

1 an + Dativ (اختیاری)

با دوچرخه از کنار چیزی یا کسی رد شدن و گذشتن.

  • Er radelte schnell am Park vorbei.او به سرعت از کنار پارک دوچرخه‌سواری کرد.
  • Ich sah sie, wie sie an mir vorbeiradelte, ohne mich zu bemerken.من او را دیدم که بدون توجه به من از کنارم دوچرخه‌سواری کرد.