vorbeiradeln
با دوچرخه از کنار چیزی رد شدن
Bedeutungen
1
an + Dativ (اختیاری)
با دوچرخه از کنار چیزی یا کسی رد شدن و گذشتن.
- Er radelte schnell am Park vorbei.او به سرعت از کنار پارک دوچرخهسواری کرد.
- Ich sah sie, wie sie an mir vorbeiradelte, ohne mich zu bemerken.من او را دیدم که بدون توجه به من از کنارم دوچرخهسواری کرد.