radschlugen
چرخیدند، غلتیدند (گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام حرکت ژیمناستیک چرخ و فلک یا غلت زدن به صورت چرخ و فلک، معمولاً توسط ورزشکاران یا کودکان.
- Das kleine Mädchen lernte im Park, einen perfekten Radschlag zu machen.دختر کوچک در پارک یاد گرفت که یک چرخ و فلک کامل بزند.
- Der Turner demonstrierte seine akrobatischen Fähigkeiten, indem er mehrere Radschläge hintereinander ausführte.ژیمناست با اجرای چندین چرخ و فلک پشت سر هم، مهارتهای آکروباتیک خود را به نمایش گذاشت.
2
mit + Dativ
به صورت استعاری، مشورت کردن، رایزنی کردن یا بحث و تبادل نظر کردن با دیگران برای رسیدن به یک تصمیم یا راهحل.
- Bevor die endgültige Entscheidung getroffen wurde, musste der Vorstand ausführlich miteinander radschlagen.قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، هیئت مدیره مجبور بود به طور مفصل با یکدیگر رایزنی کند.
- Die beiden Geschäftspartner radschlagen oft über strategische Neuausrichtungen ihres Unternehmens.این دو شریک تجاری اغلب در مورد جهتگیریهای استراتژیک جدید شرکتشان مشورت میکنند.