dahinraffen
از پا درآوردن، از بین بردن (با بیماری یا حادثه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas dahinraffen)
(رسمی، ادبی) کسی را به طور ناگهانی و معمولاً توسط مرگ، بیماری شدید یا فاجعه از بین بردن، ناتوان کردن یا با خود بردن.
- Eine plötzliche Krankheit raffte ihn dahin.یک بیماری ناگهانی او را از پا درآورد.
- Die Seuche raffte viele Menschen dahin.این بیماری واگیردار بسیاری از مردم را از بین برد.