Konjugierte Form
چنگ زدند، جمع کردند (شکل صرف شده از فعل raffen)
معانی و تعاریف rafften:
- جمع کردن و گردآوری کردن سریع و اغلب بینظم اشیاء یا اطلاعات، یا درک سریع و اجمالی یک مفهوم پیچیده.
جملات نمونه برای rafften:
Er raffte seine wichtigsten Papiere zusammen, bevor er das Büro verließ.
او مهمترین مدارکش را قبل از ترک دفتر، با عجله جمع کرد.
Es fiel ihr schwer, die komplexen Theorien des Philosophen zu raffen.
درک سریع نظریههای پیچیده فیلسوف برای او دشوار بود.