vorragen
جلو آمدن، برجسته شدن، پیش آمدن، بیرون زدن
Beispiele
- Sein Kinn ''ragt vor'' und wurde mehrfach als »entschlossen« oder sogar »aristokratisch« beschrieben.چانه او برجسته شده و بارها به عنوان "مصمم" یا حتی "اشرافی" توصیف شده است.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
(از چیزی) بیرون زدن، برجسته بودن، جلوتر قرار گرفتن (معمولاً به صورت ثابت)
- Der Balkon ragt weit über die Straße vor.بالکن تا دوردست بر روی خیابان بیرون زده است.
- Ein Felsvorsprung ragte aus der Wand vor.یک برآمدگی صخرهای از دیوار بیرون زده بود.