hervorragen
برجسته بودن، ممتاز بودن، بیرون زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
از یک سطح یا خط فراتر رفتن؛ بیرون زدن یا جلوتر بودن.
- Der Gipfel des Berges ragte über die Wolken hervor.قله کوه از میان ابرها بیرون زده بود.
- Ein Teil des alten Gemäuers ragte aus der Erde hervor.بخشی از بنای قدیمی از خاک بیرون زده بود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به دلیل ویژگیها، مهارتها یا عملکرد خاصی متمایز شدن؛ برجسته بودن یا ممتاز بودن.
- Sie ragt durch ihre Intelligenz und Kreativität hervor.او به خاطر هوش و خلاقیتش برجسته است.
- Der Schauspieler ragte in seiner Rolle besonders hervor.بازیگر در نقش خود به طور خاص ممتاز بود.