hervorragen

Aussprache: /hɛɐ̯ˈfɔʁˌʁaːɡn̩/
Worttrennung: her·vor·ra·gen
فعل

برجسته بودن، ممتاز بودن، بیرون زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

از یک سطح یا خط فراتر رفتن؛ بیرون زدن یا جلوتر بودن.

  • Der Gipfel des Berges ragte über die Wolken hervor.قله کوه از میان ابرها بیرون زده بود.
  • Ein Teil des alten Gemäuers ragte aus der Erde hervor.بخشی از بنای قدیمی از خاک بیرون زده بود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به دلیل ویژگی‌ها، مهارت‌ها یا عملکرد خاصی متمایز شدن؛ برجسته بودن یا ممتاز بودن.

  • Sie ragt durch ihre Intelligenz und Kreativität hervor.او به خاطر هوش و خلاقیتش برجسته است.
  • Der Schauspieler ragte in seiner Rolle besonders hervor.بازیگر در نقش خود به طور خاص ممتاز بود.