ragen
برجسته بودن، امتداد داشتن، بیرون زدن
Beispiele
- In einer Bucht gegenüber, am anderen Ende des L-förmig gekrümmten Sees, ''ragte'' ein Felsblock aus dem Wasser.در خلیجی روبرو، در انتهای دیگر دریاچه خمیده L شکل، صخرهای از آب بیرون زده بود.
Bedeutungen
1
(kein Objekt) + Präpositionalphrase (z.B. aus, über, in)
به صورت عمودی یا افقی از یک سطح یا محیط بیرون زدن یا بلندتر بودن؛ برجسته بودن.
- Der Berg ragt majestätisch in den Himmel.کوه با شکوه در آسمان سر برآورده است.
- Ein alter Baum ragte über die Dächer der Häuser.یک درخت قدیمی از بالای پشتبام خانهها بیرون زده بود.
2
in + Akkusativ
به داخل چیزی کشیده شدن یا نفوذ کردن.
- Die Wurzeln der Bäume ragen tief in die Erde hinein.ریشههای درختان عمیقاً در زمین نفوذ کردهاند.
- Ein Felsvorsprung ragte gefährlich ins Meer hinein.یک برآمدگی صخرهای به طور خطرناکی به داخل دریا کشیده شده بود.