hervorragen
برجسته بودن
Bedeutungen
1
intransitiv
از یک سطح یا خط فراتر رفتن؛ بیرون زدن.
- Ein Fels ragt aus dem Wasser hervor.صخرهای از آب بیرون زده است.
- Der Balkon ragt weit aus der Fassade hervor.بالکن از نمای ساختمان بسیار بیرون زده است.
2
intransitiv
به دلیل ویژگیها یا عملکرد خاصی متمایز شدن؛ برجسته بودن.
- Seine Arbeit ragt aus der Masse hervor.کار او از بقیه متمایز است.
- Sie ragt durch ihre Intelligenz hervor.او به خاطر هوشش برجسته است.