صفت
خامهای، پر از خامه، شبیه خامه
جملات نمونه برای rahmig:
Ich ging in die Küche und er schüttete den Schmarrn auf einen hölzernen Teller, neben welchen er eine Schüssel ''rahmige'' Milch stellte.
من به آشپزخانه رفتم و او اشمارن را روی یک بشقاب چوبی ریخت، کنار آن یک کاسه شیر خامهای گذاشت.