فعل
کوبیدن، فرو کردن (با شدت)، تصادف کردن
معانی و تعاریف rammen:
- به شدت به چیزی کوبیدن، تصادف کردن (با نیروی زیاد)، به چیزی زدن
- (شمع یا ستون) در زمین فرو کردن، کوبیدن
جملات نمونه برای rammen:
Sie ''rammen'' die Pfähle in die Erde.
آنها تیرکها را در زمین میکوبند.
Hasserfüllt ''rammte'' er seinem Bruder ein Messer ins Herz.
او با نفرت چاقو را در قلب برادرش فرو کرد.
Er hat mit seinem Auto den Zaun ''gerammt.''
او با ماشینش به حصار کوبید.