ramponieren

Aussprache: /rampoˈniːrən/
Wortzerlegung: ram·po·nie·ren
فعل

آسیب زدن، خراب کردن، صدمه زدن

Beispiele

  • Der Orkan Cyrill wird wohl wieder Autos ''ramponieren.طوفان سیریل احتمالاً دوباره ماشین‌ها را داغون خواهد کرد.
  • Auf der Suche nach nationalen Vorteilen ''ramponieren'' EU-Länder den Binnenmarkt und ihre alten Ideale.کشورهای اتحادیه اروپا در جستجوی منافع ملی، بازار داخلی و آرمان‌های قدیمی خود را تخریب می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی آسیب جدی رساندن، خراب یا داغان کردن (معمولاً به صورت فیزیکی)

  • Der Unfall hat das Auto völlig ramponiert.تصادف ماشین را کاملاً داغان کرده است.
  • Seine Gesundheit ist durch den Stress stark ramponiert.سلامتی او به دلیل استرس به شدت آسیب دیده است.