ramponieren
آسیب زدن، خراب کردن، صدمه زدن
Beispiele
- Der Orkan Cyrill wird wohl wieder Autos ''ramponieren.طوفان سیریل احتمالاً دوباره ماشینها را داغون خواهد کرد.
- Auf der Suche nach nationalen Vorteilen ''ramponieren'' EU-Länder den Binnenmarkt und ihre alten Ideale.کشورهای اتحادیه اروپا در جستجوی منافع ملی، بازار داخلی و آرمانهای قدیمی خود را تخریب میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به چیزی آسیب جدی رساندن، خراب یا داغان کردن (معمولاً به صورت فیزیکی)
- Der Unfall hat das Auto völlig ramponiert.تصادف ماشین را کاملاً داغان کرده است.
- Seine Gesundheit ist durch den Stress stark ramponiert.سلامتی او به دلیل استرس به شدت آسیب دیده است.