ramponiert
آسیبدیده، خراب، فرسوده، داغان
Bedeutungen
1
آسیب دیده، خراب شده یا فرسوده شده در اثر استفاده زیاد، تصادف یا بیدقتی؛ در وضعیت بدی قرار گرفته.
- Das alte Auto sah ziemlich ramponiert aus, aber es fuhr noch.ماشین قدیمی کاملاً داغان به نظر میرسید، اما هنوز حرکت میکرد.
- Nach dem Sturm waren viele Dächer ramponiert.پس از طوفان، بسیاری از سقفها آسیب دیده بودند.
- Seine Kleidung war ramponiert, als er vom Wandern zurückkam.لباسهایش وقتی از کوهنوردی برگشت، پاره و کثیف بود.