فعل
ارزان خریدن، با عجله و گرسنه جمع کردن
معانی و تعاریف ramschen:
- کالاها را به قیمت بسیار پایین و اغلب بدون توجه به کیفیت یا ارزش واقعی آنها فروختن.
- وسایل را بدون نظم و ترتیب خاصی روی هم انباشتن یا به هم ریختن.
جملات نمونه برای ramschen:
Guck mal, das habe ich alles im Ausverkauf ''geramscht''.
ببین، همه اینها را در حراجی 'خریدم'.
Gierig ''ramschen'' sie alles, was sie nur in die Finger kriegen können.
آنها با حرص هر چیزی را که به دستشان میرسد 'جمع میکنند'.
Der Händler ramscht seine Restbestände.
فروشنده کالاهای باقیمانده خود را حراج میکند.