randalieren
اغتشاش کردن، آشوب به پا کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
به صورت خشونتآمیز و پر سر و صدا آشوب به پا کردن و خرابکاری کردن
- Die betrunkenen Fans randalierten nach dem Spiel im Stadion.هواداران مست پس از بازی در استادیوم آشوب کردند.
- Eine Gruppe Jugendlicher randalierte in der Innenstadt und zerstörte Eigentum.گروهی از جوانان در مرکز شهر اغتشاش کرده و اموال را تخریب کردند.