randständig
حاشیهای، پیرامونی، غیرمرکزی
Bedeutungen
1
واقع در حاشیه یا پیرامون؛ دور از مرکز؛ غیرمهم یا کمتر مورد توجه.
- Die randständige Bevölkerung leidet oft unter mangelnder Infrastruktur.جمعیت حاشیهنشین اغلب از کمبود زیرساختها رنج میبرند.
- Das Thema wurde nur am Rande diskutiert.این موضوع فقط به صورت حاشیهای مورد بحث قرار گرفت.
- Er hat eine randständige Rolle in der Geschichte gespielt.او نقش حاشیهای در تاریخ ایفا کرد.