ranggeln

Aussprache: /ˈraŋɡl̩n/
Wortzerlegung: rang·geln
فعل

کشتی گرفتن (به سبک آلپاین)

Beispiele

  • Am Hundstein wird seit 500 Jahren ''geranggeltاز ۵۰۰ سال پیش در کوهستان هوندشتاین کشتی گرفته می‌شود.

Bedeutungen

1 mit + Dativ

به صورت بازیگوشانه کشتی گرفتن، گلاویز شدن یا با هم درگیر شدن (معمولاً بین کودکان یا دوستان).

  • Die Kinder rangeln im Garten miteinander.بچه‌ها در باغ با هم کشتی می‌گیرند.
  • Er hat mit seinem Bruder um das letzte Stück Kuchen gerangelt.او با برادرش برای آخرین تکه کیک گلاویز شد.
2 um + Akkusativ

(مجازی) برای چیزی تلاش کردن، کلنجار رفتن یا رقابت کردن، اغلب در یک موقعیت دشوار یا رقابتی.

  • Die Parteien rangeln um die Mehrheit im Parlament.احزاب برای کسب اکثریت در پارلمان کلنجار می‌روند.
  • Sie musste lange um Anerkennung in ihrem Beruf rangeln.او مجبور بود مدت‌ها برای به رسمیت شناخته شدن در حرفه‌اش کلنجار برود.