rangieren
مانور دادن (قطار)، جابجا کردن واگنها، رتبهبندی کردن
Beispiele
- Der Rangiermeister muss heute 30 Waggons mit Ethanol ''rangieren.سوزنبان امروز باید ۳۰ واگن حاوی اتانول را مانور دهد.
- Beabsichtigt ein Fahrer an der Endhaltestelle, an welcher das Vorrücken oder ''Rangieren'' seines Wagens bezw. Zuges notwendig wird, auszutreten, dann hat er die Fahrkurbel dem Schaffner seines Wagens zu übergeben.اگر رانندهای در ایستگاه پایانی که در آن پیشروی یا مانور دادن واگن یا قطار او ضروری است، قصد پیاده شدن داشته باشد، باید اهرم حرکت را به مامور قطار خود تحویل دهد.
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
ردهبندی شدن، قرار گرفتن (در رتبهای)
- Das Buch rangiert unter den Bestsellern.این کتاب در میان پرفروشها قرار دارد.
- Er rangiert auf Platz drei.او در رتبه سوم قرار دارد.
2
Akkusativ (برای قطار) / (بدون مفعول برای مانور)
مانور دادن، جابجا کردن (قطارها)
- Der Zug rangiert auf dem Abstellgleis.قطار در خط فرعی مانور میدهد.
- Die Lokomotive rangiert die Waggons.لوکوموتیو واگنها را جابجا میکند.