rankenbewachsen

Aussprache: /ˈʁaŋkənˌbəvak͡sn̩/
Worttrennung: ran·ken·be·wach·sen
صفت

پوشیده از پیچک، پوشیده از گیاهان بالارونده

Bedeutungen

1

پوشیده یا احاطه شده توسط گیاهان بالارونده مانند پیچک.

  • Die alte Burg war romantisch und rankenbewachsen.قلعه قدیمی رمانتیک و پوشیده از پیچک بود.
  • Die Gartenmauer ist dicht rankenbewachsen und kaum noch zu erkennen.دیوار باغ به شدت پوشیده از پیچک است و به سختی قابل تشخیص است.
  • Wir fanden eine kleine Hütte, die fast vollständig rankenbewachsen war.ما کلبه کوچکی پیدا کردیم که تقریباً به طور کامل پوشیده از گیاهان بالارونده بود.