hochranken
بالا خزیدن، بالا رفتن (رونده)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
برای گیاهان، با پیچیدن یا چسبیدن به سمت بالا رشد کردن و بالا رفتن.
- Die Kletterrose rankt hoch an der Hauswand.رز بالارونده از دیوار خانه بالا میرود.
- Ohne Stütze würde die Pflanze nicht so hochranken.بدون قیم، گیاه اینقدر بالا نمیخزید.