ranken

Aussprache: /ˈraŋkən/
Wortzerlegung: ran·ken
فعل

پیچیدن، بالا رفتن (گیاه)؛ (مجازاً) دربرگرفتن، احاطه کردن (با داستان‌ها)

Beispiele

  • Der Efeu ''rankt'' bis zur Dachrinne.پیچک تا ناودان بالا می‌رود.
  • Um König Ludwig II. ''ranken'' sich viele Geschichten. Er soll homosexuell gewesen sein, was natürlich damals für einen König unmöglich war.داستان‌های زیادی پیرامون پادشاه لودویگ دوم می‌پیچد. گفته می‌شود او همجنس‌گرا بوده است، که البته در آن زمان برای یک پادشاه غیرممکن بود.

Bedeutungen

1 (sich) an/um + Akkusativ

(گیاه) پیچیدن، بالا رفتن (به دور چیزی یا روی سطحی).

  • Die Efeuranken sind an der alten Mauer hochgerankt.پیچک‌ها از دیوار قدیمی بالا رفته‌اند.
  • Die Rose rankt sich um den Rosenbogen im Garten.گل رز دور طاق گل رز در باغ می‌پیچد.
2 sich um + Akkusativ

در هم تنیدن، پیچیدن (اغلب به صورت مجازی، مانند شایعات یا داستان‌ها).

  • Gerüchte ranken sich um seine Vergangenheit und seine plötzliche Abreise.شایعاتی پیرامون گذشته او و عزیمت ناگهانی‌اش می‌پیچد.
  • Die Geschichte rankt sich um eine alte Legende aus dem Mittelalter.داستان حول یک افسانه قدیمی از قرون وسطی می‌چرخد.