ranmussten
باید وارد عمل میشدیم / باید دست به کار میشدیم
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای فاعل یا مفعول ضمنی)
بیانگر ضرورت یا اجبار شدید برای انجام یک وظیفه، اقدام یا ورود به موقعیتی که نیاز به آمادگی و قاطعیت داشت. این شکل گذشته ساده فعل است.
- Die Ärzte mussten ran, als die Zahl der Verletzten rapide anstieg.پزشکان مجبور شدند وارد عمل شوند، زمانی که تعداد مجروحان به سرعت افزایش یافت.
- Die Politiker mussten ran, um die drohende Wirtschaftskrise abzuwenden.سیاستمداران مجبور شدند وارد عمل شوند تا از بحران اقتصادی قریبالوقوع جلوگیری کنند.