weiterrennen
به دویدن ادامه دادن
Bedeutungen
1
intransitiv
بدون توقف به دویدن ادامه دادن
- Obwohl er müde war, rannte er weiter.با وجود اینکه خسته بود، به دویدن ادامه داد.
- Die Kinder rannten lachend weiter.بچهها خندان به دویدن ادامه دادند.
2
intransitiv
با عجله و بدون توقف به کاری ادامه دادن یا به سمتی رفتن (مجازی)
- Die Zeit rennt immer weiter.زمان همیشه در حال گذر است (به سرعت میگذرد).
- Er rennt immer weiter seinen Zielen hinterher.او همیشه به دنبال اهدافش میدود (به سرعت پیش میرود).