weiterrennen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌʁɛnən/
Wortzerlegung: wei·ter·ren·nen
فعل

به دویدن ادامه دادن

Bedeutungen

1 intransitiv

بدون توقف به دویدن ادامه دادن

  • Obwohl er müde war, rannte er weiter.با وجود اینکه خسته بود، به دویدن ادامه داد.
  • Die Kinder rannten lachend weiter.بچه‌ها خندان به دویدن ادامه دادند.
2 intransitiv

با عجله و بدون توقف به کاری ادامه دادن یا به سمتی رفتن (مجازی)

  • Die Zeit rennt immer weiter.زمان همیشه در حال گذر است (به سرعت می‌گذرد).
  • Er rennt immer weiter seinen Zielen hinterher.او همیشه به دنبال اهدافش می‌دود (به سرعت پیش می‌رود).