rappelten

Aussprache: /ˈrapəltən/
Wortzerlegung: rap·pel·ten
Konjugierte Form

تکان خوردند، لرزیدند (شکل صرف شده فعل rappeln)

Bedeutungen

1

تکان خوردن یا افتادن ناگهانی و با صدا، اغلب در مورد اشیاء کوچک یا شکننده.

  • Als der Wecker klingelte, rappelte die Tasse auf dem Nachttisch.وقتی زنگ ساعت به صدا درآمد، فنجان روی میز کنار تخت تکان خورد.
  • Die Münzen rappelte in seiner Tasche, als er aufgeregt hin und her ging.سکه ها در جیبش با تکان خوردن او که با هیجان این طرف و آن طرف می رفت، صدا می دادند.
2

از جا پریدن یا به شدت تکان خوردن به دلیل ترس، شوک یا هیجان ناگهانی.

  • Sie rappelte aus dem Schlaf, als sie einen lauten Knall hörte.او با شنیدن صدای بلندی از خواب پرید.
  • Der plötzliche Anblick der Schlange ließ ihn erschrocken rappeln.دیدن ناگهانی مار باعث شد او با ترس از جا بپرد.
3

به هم ریختن اعصاب، از کوره در رفتن یا از کنترل خارج شدن به دلیل فشار یا استرس زیاد.

  • Nach stundenlangem Warten rappelte er und schrie den Angestellten an.پس از ساعت‌ها انتظار، اعصابش به هم ریخت و به کارمند فریاد زد.
  • Die ständigen Provokationen brachten ihn dazu, völlig zu rappeln.تحریک‌های مداوم باعث شد او کاملاً از کوره در برود.