rappelten
تکان خوردند، لرزیدند (شکل صرف شده فعل rappeln)
Bedeutungen
1
تکان خوردن یا افتادن ناگهانی و با صدا، اغلب در مورد اشیاء کوچک یا شکننده.
- Als der Wecker klingelte, rappelte die Tasse auf dem Nachttisch.وقتی زنگ ساعت به صدا درآمد، فنجان روی میز کنار تخت تکان خورد.
- Die Münzen rappelte in seiner Tasche, als er aufgeregt hin und her ging.سکه ها در جیبش با تکان خوردن او که با هیجان این طرف و آن طرف می رفت، صدا می دادند.
2
از جا پریدن یا به شدت تکان خوردن به دلیل ترس، شوک یا هیجان ناگهانی.
- Sie rappelte aus dem Schlaf, als sie einen lauten Knall hörte.او با شنیدن صدای بلندی از خواب پرید.
- Der plötzliche Anblick der Schlange ließ ihn erschrocken rappeln.دیدن ناگهانی مار باعث شد او با ترس از جا بپرد.
3
به هم ریختن اعصاب، از کوره در رفتن یا از کنترل خارج شدن به دلیل فشار یا استرس زیاد.
- Nach stundenlangem Warten rappelte er und schrie den Angestellten an.پس از ساعتها انتظار، اعصابش به هم ریخت و به کارمند فریاد زد.
- Die ständigen Provokationen brachten ihn dazu, völlig zu rappeln.تحریکهای مداوم باعث شد او کاملاً از کوره در برود.