raspeln
رنده کردن، سوهان زدن
Beispiele
- Raspelt'' erst einmal etwas Material runter, bevor ihr mit der feinen Feile das Werkstück bearbeitet.ابتدا کمی از مواد را رنده کنید، قبل از اینکه با سوهان ظریف قطعه کار را پردازش کنید.
- Erst ''raspeln'' die Schüler die Schokolade und heben sie dann vorsichtig unter die geschlagene Sahne.ابتدا دانشآموزان شکلات را رنده میکنند و سپس آن را با دقت زیر خامه زده شده مخلوط میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
رنده کردن (غذا)، سوهان کشیدن (چوب یا ناخن)
- Sie raspelt Karotten für den Salat.او هویج را برای سالاد رنده میکند.
- Der Tischler raspelt das Holz glatt.نجار چوب را صاف سوهان میکشد.