فعل
صدای جلز و ولز دادن، تقتق کردن، خشخش کردن
معانی و تعاریف rasseln:
- صدای برخورد اشیاء سخت با یکدیگر یا تکان خوردن آنها که صدایی شبیه به جغجغه ایجاد میکند.
- صدای زنجیر، اسلحه یا اشیاء فلزی دیگر که با هم برخورد میکنند.
- (مجازی) کاری را با سرعت و بدون دقت زیاد انجام دادن، یا به سرعت از چیزی عبور کردن.
جملات نمونه برای rasseln:
„Die Soldaten wurden aus ihrem apathischen Trott aufgeschreckt, Schwerter ''rasselten'' und Umhänge schwangen, während sie sich umsahen.“
سربازان با شنیدن صدای شمشیرهایی که جلز و ولز میکردند و شنلهایشان که تکان میخورد، از حالت رخوت خود بیرون آمدند و به اطراف نگاه کردند.
Die Schlüssel rasseln in seiner Tasche.
کلیدها در جیب او جغجغ میکنند.
Das Geschirr rasselte im Schrank.
ظروف در کابینت صدا میکردند.